أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
440
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
به گوش او خواندند تا زيد بن محسن را از امارت دور كند و از برادرانش كمك بگيرد . او به احترام پدرش از اين كار خوددارى كرد و اين سبب دشمنى آنان با او و شريك وى گرديد . واقعهء جلاليه مسؤوليت اين كار را يكى از عموزادگانِ محمد از خاندان بركات بر عهده گرفت . وى كه معروف به شجاعت و جرأت بود ، نامى بن عبدالمطلب بن حسن بن ابىنمى بود كه خشمگين از دست محمد بن عبداللَّه از مكه بيرون رفت . در آنجا به گروهى از تركها برخورد كرد كه از دست قانصوه حاكم يمن گريخته بودند و در جايى به نام قنفذه مستقر شده بودند . وى به سرعت نزد آنان رفت و توانست آنان را در كمك به خود در حمله به مكه متقاعد سازد . اين جماعت تا سعديه « 1 » كه تنها چند كيلومتر با جنوب مكه فاصل دارد ، آمدند . سپس به بزرگان مكه اطلاع دادند كه اجازه دهند با آرامش وارد مكه شوند ، اما آنان اجازه ندادند . سپاه تركها راهى مكه شد و در اين سوى هم محمد و زيد با سپاه خود خارج شدند . دو گروه در قوز المكاسه نزديك مسفله با يكديگر روبرو شدند . در اين وقت سپاه محمد جلو رفته ، نبرد شديدى كردند تا آن كه محمد كشته شد . با كشته شدن وى ، مدافعان بازگشته ، برخى جسد او را برداشتند و به مكه آمدند تا دفن كنند . در اين وقت سپاه ترك با فرماندهى نامى با تحرك بيشترى به سمت مكه آمده پيروزمندانه وارد شهر شدند . بدين ترتيب امارت محمد بر مكه پس از شش ماه و بيست و پنج روز پايان يافت . با ورود آنان به مكه ، زيد بن محسن هم به باديه گريخته به سمت بدر و سپس مدينه رفت و در آنجا مستقر شد و اين واقعه را جلاليه ناميدند . « 2 »
--> ( 1 ) . سعديه ، ميقات يمنىها در يلملم است كه در يك صد كيلومترى جنوب مكه است . اين مرحلهء دوم از حركتقافلهها بود . در سال 1398 راه باب اليمن در حاشيهء ساحل ساخته شد و مسافران آن كم شدند و تصور مىكنم همانطور كه جحفه ترك شد آنجا هم ترك خواهد شد . ( 2 ) . إفادة الأنام ، خطى .